هوای گرم حال میده
طناب

(For English scroll down)

کوهنوردی می خواست از بلندترین کوهها بالا برود..

او پس از سالها آماده سازی ماجراجویی خود را آغاز کرد..

ولی از آنجا که افتخار این کار را فقط برای خود می خواست تصمیم گرفت تنها از کوه بالا برود ...

 او سفرش را زمانی آغاز کرد که هوا رفته رفته رو به تاریکی می رفت..

 ولی قهرمان ما به جای-آنکه چادر بزند و شب را زیر چادر به شب برساند به صعودش ادامه داد 

تا اینکه سیاهی شب همه جا را پوشانده بود

 اما در حالیکه چیزی به فتح قله نمانده بود ناگهان پایش لیز خورد و با سرعت هر چه تمام تر سقوط کرد...

 سقوط همچنان ادامه داشت و او در آن لحظات سرشار از هراس تمامی خاطرات خوب و بدزندگی اش را به یاد می آورد..

 داشت فکر می کرد چقدر به مرگ نزدیک شده..

که ناگهان احساس کرد طناب به دور کمرش حلقه خورده و وسط زمین و هوا مانده ...

 حلقه شدن طناب به دور بدنش مانع از سقوط کاملش شده بود ..

 در ان لحظات سنگین سکوت چاره ای نداشت جز اینکه فریاد بزند : "خدایا کمکم کن."

 ناگهان صدایی از دل آسمان پاسخ داد:"از من چه می خواهی؟"

 - نجاتم بده!

 - واقعا فکر می کنی می توانم نجاتت دهم؟

 - البته تو تنها کسی هستی که می توانی مرا نجات دهی.

 -پس آن طناب دور کمرت را باز کن!

 برای یک لحظه سکوت عمیقی همه جا را فرا گرفت.. و مرد تصمیم گرفت با تمام توان به طناب بچسبد و آن را رها نکند...

 روز بعد گروه نجات رسیدند و جسد منجمد شده یک کوهنورد را پیدا کردند که طنابی به دور کمرش حلقه شده بود 

 در حالیکه تنها یک متر با زمین فاصله داشت...

 

The Rope

A mountain climber desperately wanted to conquer the highest mountain. He initiated his climb after years of preparation. Because he wanted the glory all to himself, he went up alone.

As the day passed and it began to get dark, he did not stop to camp for the night but kept going. Night fell. There was no moon. Clouds covered the stars. Visibility was zero. Everything was black.

As the climber neared a ridge at about a hundred meters from the top, he slipped and fell into the total darkness below. In those anguishing moments when he was in free fall, memories flashed through his mind, both good and bad. He was certain he would die.

But like any sensible mountain climber, he had used pitons and a long rope tied around his waist to stake himself to the mountain. The top piton held, and the rope broke his fall.

He groped in the darkness for the side of the mountain, but it was out of reach. In the terrifying moments that followed, as he hung suspended, he cried out in desperation,

 "Help me, God! Help me! ".

Then he heard a voice from Heaven.

" Cut the rope !"

" What ? "

" Cut the rope !"

But the climber decided to hold the rope. The man held all the tighter and swung slowly back and forth, hoping in vain to make contact with the side of the mountain…

The rescue team found him the next day, still hanging from the mountain, frozen to death ... only two feet above the ground…….

 

پيام هاي ديگران ()        link        جمعه ٢٢ دی ،۱۳۸٥ - Reza Ahoui

اطلاعات عمومی

نتیجه یک تحقیق منتشر شده در روزهای اول سال 2007 توسط  Economist Intelligence Unit نشان میدهد که در بین 127 شهرجهان ونکوور کانادا بهترین شهر برای زندگی ست ( ونکوور برای چند سال همواره جزء بهترین ها بوده) .

 طبق این گزارش ، بالاترین امتیاز را این 10 شهر کسب کردند: 

 

TOP TEN cities

 

1- Vancouver

2- Melbourne

3- Vienna

4- Geneva

5- Perth

6- Adelaide

7- Sydney

8- Zurich

9- Toronto

10-Calgary  

معیار در رتبه بندی شهرها :

  • مخاطره و ریسک برای شهروندان (( personal risk

  • کیفیت زیرساخت شهری ((infrastructure

  • دسترسی به مایحتاج و خدمات ( (availability of goods and services

وقتی این مقاله رو خواندم خیلی مشتاق شدم بدونم که در بین این 127 شهر ، تهران چه رتبه ای بدست آورده .  پیش خودم حدودا مکان هفتادم رو رتبه ای مناسب برای تهران فرض کردم. اما زهی خیال باطل: 

Bottom 10 cities

 

118- Tehran

119- Douala

120- Harare

121- Abidjan

122- Phnom Penh

123- Lagos

124- Karachi

125- Dhaka

126- Algiers

127- Port Moresby   

 

با اینکه معلومه که تهران مکان ایده الی برای زندگی نیست ولی با دیدن نتیجه جا خوردم چون فکر نمی کردم وضع تهران اینقدر اسفناک باشه که جزء 10 تای آخر قرار بگیره ، اونهم در ردیف هراره در زیمباوه ، پنوم په در کامبوج و ابیجان در ساحل عاج.

حداقل خدا پدر بانی این گزارش رو بیامرزه که اطلاعات جغرافیای سیاسی ما رو بالا می بره. 

 اصلا این Douala و Port Moresby کجای کره زمین هستند؟ اگر فکر کردید Douala بیشتر شبیه اسم شهرهای اینکاها تو پرو 500 سال پیشه یا Port Moresby مرکز قبیله گام گام تو پلی نزی باشه اشتباه کردید .

 محض اطلاع:

  Douala بزرگترین شهر کامرون است (در حالی که پایتختش یک شهر دیگه ایست). امیدوارم که نپرسی کامرون کجاست! کامرون همون جاییه که آرژانتین رو تو افتتاحیه جام جهانی 1990 سوسک کرد. ( اینطوری مطمئنا خیلی ها می گن : آها! فهمیدیم !)  

و اما  Port Moresby ! ایشون پایتخت کشور" گینه جدید پاپوآ " در اقیانوسیه هستند و تیم فوتبال هم نداره

( یحتمل از زمان استقلالش در سی سال گذشته تا حالا اسم این شهر و یا کشوری که این یارو پایتختشه از دهان هیچ مجری تلویزیونیی خارج نشده!)

پيام هاي ديگران ()        link        سه‌شنبه ۱٢ دی ،۱۳۸٥ - Reza Ahoui

چقدر ساده!

 ساعت يك شب بود كه با حسين صحبت مي كردم، قرار بود با اتوبوس ساعت 6 بعد از ظهر بره شيراز، نرفته بود، گفت فردا صبح با هواپيما ميره...
9 صبح يكي از بچه ها زنگ زد، گفتيم و خنديديم و گفت كه مادرش تماس گرفته و گفته ديگه حق نداره هواپيما سوار بشه، گفتم چرا؟ گفت دوباره (دوباره!) امروز يه هواپيما افتاده! گفتم جدي؟ و همينطور كه پاي تلفن حرف مي زدم سايت ايرنا رو باز كردم: "آنتونوف سپاه كه به سمت شیراز پرواز مي كرد..."
به دوستم گفتم: واي! گفت: چيه؟ گفتم: حسين!
حسين دانشجوي خلباني سپاه به همراه اميد هم دانشكده اي و دوست صميميش سوار اون هواپيماي لعنتي بودن!
وقتي نگاهش مي كردي كيف مي كردي! شق و رق و محكم! چقدر آرزو داشت! يكي از آرزوهاش اين بود كه از شر اون دانشكده خلاص بشه!
عاشق پرواز بود!
يادم مياد تو كار هر بار ازش مي پرسيدم: "حسين! نگران كه نيستي؟" مي گفت: "نگران؟ نه بابا...!"
حالا حسين نيست...
سوخته!
اين حق حسين نبود، اقلاَ اينطوري مردن حقش نبود.
...
مطمئنم بدون اين اتفاقها هم ميشه روحيه بسيجيها رو تقويت كرد...
تا كي مي خوايم سهل انگاريهاي رو توجيه كنيم...
حسين و اميد مردن! مادر اميد چند روز پيش آنژيو كرده بود، ناراحتي قلبي داره، هنوز نمي دونه...
پدر حسين داغون شد! پسز بزرگش! اونم كسي مثل حسين! پير مرد كمرش شكسته! چي مي خوايم جوابشو بديم؟
از تيتر اين مطلب حالم بهم خورد، صد نفر! چهل نفر! اين آدما ... عدد و آمار شدن! جرات دارين يه پرس و جو بكنين ببينين هر كدوم از اين صد و چهل نفر كي بودن، چي كار مي كردن آرزوهاشون چي بود، چي از زندگيشون فهميده بودن؟ خانواده هاشون الان كجان و چي كار مي كنن؟
مرگ شايد حق باشه ولي نه مردن در نتيجه سهل انگاري و بي خيالي و ساده لوحي...
خدانگهدار تا سقوط ديگه و تيتر بعدي" آن صد نفر اون چهل نفر و اين ... نفر"

منبع : سایت بازتاب ، نظر  یکی از کاربران زیر مقاله آن صد نفر‌، اين چهل نفر

پيام هاي ديگران ()        link        سه‌شنبه ٧ آذر ،۱۳۸٥ - Reza Ahoui

Religious debate

The actions of damaging and criticism are much easier than rationalization and reasoning.

Non-believers can easily throw at us couple of nasty comments about Islam and leave us defenseless in front of others. Apart from embarrassment, this can cause negativity against the religion if one does not know how to handle the situation. In this case, avoiding the discussion would be the wisest thing to do. We, as ordinary Muslims, perhaps do not have the obligation of inviting non-believers to Islam through heated debates unless we are confident about ourselves and about the knowledge we carry. And this is very much true for face to face discussion, since it requires the debater great knowledge, fluency in language and presence of mind.

When it comes to written debates the story might be different. Less pressurized, one has access to lots of resources and can take his time as much as he wants in order to cook something concrete.

 

The discussion refrain should not be a discouragement in researching their school of thoughts. Acknowledging his deficiency, one needs to boost his knowledge in order to rectify the matter, to be prepared, and to know why, scientifically, the philosophy of Islam prevails over others.  

 

 

پيام هاي ديگران ()        link        دوشنبه ۸ آبان ،۱۳۸٥ - Reza Ahoui

Why negativity against Islam in the West

Non-believers may not see the good within 1 billion Muslims. They see, for instance, 19 Arabs who rammed the aircrafts into the twin towers. Their very first reaction would be to ask: "For what cause did they kill themselves in order to kill 3000 people?" Hence a very natural consequence upon knowing the motivation is to stamp Islam as brutal and a thread for their lives and beliefs.


And for this misjudgment the two parties to be blamed:

1) Those so-called Muslims who interpret Islam upside down are 100% guilty. Their theology resemble Kharijite's theology (in the time of the 4th caliph) which is a form of radical fundamentalism, preaching uncompromising observance of the teachings of the Qur'an and taking the God's words out of the context. They spread their views by violent conflict, which they consider to be a righteous jihad. For sure they will not see the heaven for killing innocents and damaging the image of the religion.



2) The other party, non-believers, also to be blamed for the misunderstanding Islam and mistreating Muslims. Whenever there was a true voice rooted from the true religion of Allah, it has been suppressed by oppression powers. Believers react to the suppression and rise against it. The western media filters the cause and projects only the reaction so the Islamic movement is labeled as a rebellion against the civilization. Poor western citizens are fed with the stereotypes without making an effort to validate that.

 

پيام هاي ديگران ()        link        جمعه ۱٤ مهر ،۱۳۸٥ - Reza Ahoui

فیلم مل گیبسون – جورج بوش

سکانس اول

مکان : لس آنجلس – بزرگراه ملیبو 

زمان : 28 جولای 2006 – نصف شب

نقش اول  : مل گیبسون 

تماشاچی : فقط یک افسر پلیس

داستان : مل گیبسون پشت فرمان ماشین و در حالت مستی و کم عقلی میگه : تمام جنگهای دنیا زیر سر یهودی هاست . 

سکانس دوم

مکان : ویسکانسین – فرودگاه گرین بی

زمان : 10 آگوست 2006 – روز روشن – بعد از خنثی کردن عملیات انفجار هواپیماها در لندن

همزمانی : مقاومت حزب الله لبنان در برابر اسراییل

نقش اول  : جورج بوش 

تماشاچی : یک ایل خبرنگار

داستان : جورج بوش در حالت هوشیاری تمام میگه : این ملّت (آمریکا) در حالت جنگ با فاشیستهای اسلامی ست.

ادامه داستان مل گیبسون : ابر غضب بالای سر دیدن –  قطع همکاری یک طرفه شرکت فیلمسازی - توبه نامه نوشتن -  داوطلبانه به دیدن رهبران یهودی رفتن........

ادامه داستان جورج بوش : هیچی , پایان .

(خدا وکیلی یکی هم  نیست به این پروفسوربوش بگه که اسلام چه ربطی به فاشیست موسیلینی ایتالیا داره!)

نتیجه اخلاقی :در آمریکا و  در حالت بی عقلی نبایست حرف ناجور علیه یهودیها زد , ولی علیه بقیه و بالاخص مسلمونها اشکالی نداره حتی اگر عقلت سر جاش باشه.

 

 

Mel Gibson vs. George Bush Movie

 

The First Shot

Location: Los Angeles – Pacific Coast Highway, Malibu

 

Time: 28-July-2006, 2:00 AM

The Leading Actor: Mel Gibson

Audience: Only one police office

The Story

Mel Gibson, in his car and under the influence of alcohol, says "Jews responsible for all the war in the world".

 

The Second Shot

Location: Green Bay airport, Wisconsin

Time: 10-August-2006, 4:00 PM, after the arrest of suspects in London to destroy the jetliners.

Coincided with: Hezbollah resistance against frustrated Israelis.

The Leading Actor: George W. Bush

Audience: a gang of reporters

The Story

Bush, in a state of complete consciousness, says "this nation (America) is at war with Islamic fascists".

 

Gibson's story continues

 

To be shunned – To get cancelled - To ask for forgiveness – To meet Jewish community leaders……

 

Bush's story continues

 

No it does not, full stop.

 

(No one is there to tell Mr. I.Q. Bush what Islam gets to do with Italy's Mussolini fascist ideology.)

 

 

Moral of the story 

 

A rule in America says "Don't say a word against Jews not even when the mind is absent". This rule is not applicable for against others and in particular against Muslims.

 

 

 

پيام هاي ديگران ()        link        شنبه ٢۸ امرداد ،۱۳۸٥ - Reza Ahoui

کار را باید به کاردان سپرد

 

 

یک مورد از ارزیابیهای سکانداران سیاست خارجی ایران

 

به دنبال گفتگوهای هسته ای مقامات ايران و مقامات اروپايی در بروکسل:

 

سرپرست تيم مذاکره کنندگان ايرانی در اين گفتگوها: مذاکرات دو طرف را مثبت ارزيابی می کنم.

 

يک ديپلمات بريتانيايی : مذاکره کنندگان اروپايی در اين گفتگوها چيز تازه ای از طرف ايرانی نشنيدند.

 

 

یک مورد از پیش بینیهای سکانداران سیاست خارجی ایران

 

در آستانه آغاز به کار نشست شورای حکام آژانس بين المللی انرژی اتمی:

 

در ابتدا:

 

 يک مقام ايرانی: روسيه و چين عليه جمهوری اسلامی رای نخواهند داد.

 

در انتها:

 

روسيه و چين موافقتشان را با پيش‌نويس قطعنامه‌ي پيشنهادي سه كشور اروپايي عليه ايران اعلام كردند.

 

 

 

 IAEA نه محل کارآموزیست و نه مکان سعی و خطا. کار را باید به کاردان سپرد. زمان حسّاسیست ،بسیار شبیه دوران ملّی شدن صنعت نفت. ایستادن در برابر زورگوییهای غرب مسأله ای کوچک وشوخی برداری نیست . منافع هفتاد میلیون آدم با دو سه تا از این نوع ارزیابی و پیش بینیها براحتی به فنا می رود.

 

 

  

Give the job to a go-getter

 

 

An appraisal by an Iranian foreign policy official

 

After the last negotiation between Iranian and European delegates in Brussels:

 

  • The Iranian official: We believe two sides had a positive talk.
  • A British diplomat: The European delegate did not hear any thing new from the Iranian side. 

 

A prediction by an Iranian foreign policy official

 

           Right before the meeting of IAEA board of governors:

      • The Iranian official: Russia and China will not vote against Iran

After the meeting of IAEA board of governors:

      • Russia & China did the exactly opposite: voted against Iran                 

 

  

Standing against the bully of oppressing powers of the West is not a small matter.  The interest of Iranian people will be ruined by two or three of such miscalculations and misjudgments. The nation of Iran is passing a very crucial stage, very similar to the time of nationalization of its oil industry 60 years ago against the British Empire. For that the time is neither the time of acquiring experience nor doing some trials and errors. The tough job should be given to can-do type people.

 

 

پيام هاي ديگران ()        link        یکشنبه ۱٦ بهمن ،۱۳۸٤ - Reza Ahoui

پنیر دانمارکی و هولوکاست

 

 

توصیه مسافرتی به اروپا برای خواهران و برادران عزیز

 

با هولوکاست شوخی نکنید.

 

 

بی برو برگرد همه ما معترفیم که این افتضاح برادران نازی در قرن بیستم نقش بینهایت مهمّی در زندگی ما آدمها در قرن بیست و یکم بازی می کنه و کماکان در قرنهای آینده بازی خواهد کرد. این که یه بچه تو آفریقا یه چشم نداره یا اینکه تو افغانستان بچه ها کورن فلکس ندارند بخورند همه اش به خاطر اون کشتار فجییعه.

 

 قتل عام ارامنه توسط ترکها و یا ایرانیها توسط مغولها و یا چینیها توسط ژاپنیها هیج کدوم ، الاّ و بلاّ فقط و فقط همین قتل عام یهودیها این نقش رو داره.

 

و به خاطر همین آقایان در اروپا انکار تاریخی این یک قتل عام رو تحت قانون آزادی بیان قابل ندونستند. منکر انگلی ست برای بشرّیت ،او مجرم است و محکوم به آب خنک خوردن.

 

 حالا می خواهی خدا رو انکار کنی انکار کن ، قانون آزادی بیان محافظت خواهد بود به یاری و قوّت الهی.

 

می خواهی به پیغمبر یک میلیارد مسلمون اهانت کنی اهانت کن ، قانون آزادی بیان محافظت خواهد بود به یاری و قوّت الهی . 

 

احمدی نژاد وقتی که علیه هولوکاست حرف زد یکی از دولتها که جیغش دراومد دانمارک بود. حالا که کاریکاتور روزنامه دانمارکی Jyllands-Posten در رابطه با پیغمبر صدای مسلمونها رو در اورده دولت دانمارک سوزنش گیر کرده هی میگه آزادی بیان آزادی بیان . به طوری که نخست وزیر دانمارک حتی حاضر نشد سفرای کشورهای اسلامی که معترض قضیه شده بودند رو به حضور بپذیره. نتیجه این شد که عربستان سفیرش رو از دانمارک فرا بخونه، کویت سفیر دانمارک رو احضار کنه ، ایران و بقیه هم به همین منوال .حرکت مسلمانان در تحریم محصولات لبنی دانمارکی تهدیدی شده برای یک میلیارد دلار فروش در خاورمیانه. فقط به خاطر حماقت یه سوء استفاده گر از آزادی بیان.   

 

 

 

Danish Cheese and Holocaust

 

Ladies and Gentlemen this is the latest travel advice for Europe:

 

Do not mess with Holocaust

 

No one can deny this bloody disgrace caused by German Nazi is still playing a vital role in our daily routine lives in 21st century and will continue playing so in up coming centuries as well. 

If an African child does not have an eye or if kids in Afghanistan do not get Corn Flakes for their breakfast all are because of that bloody massacre (You need to have IQ more than 135 to get the connection, but trust me the connection is there!!!).

The massacres of Armenians by Turks or Persians by Mongols or Chinese by Japanese do not have this distress consequence on human's fate!!!!! Only and only killing of Jews by Germans does!!!!!!!!

Though advocating the freedom of speech like nothing, our fellow Europeans decided that no one should be allowed expressing the denial of the Jews massacre. The person who does so is like a bug in the society and has to patch up by spending few years in jail. 

Now if you want to deny the existence of God you may do so loudly because the Freedom of Speech is there to protect you!

 

If you want to insult the prophet of 1 billion Muslims, no problem, go ahead, the Freedom of Speech is there to defend you!

But do not mess with Holocaust because the Freedom of Speech is not there for you.

When Iranian president, Ahmadinejad, raised a question regarding the validity of the scale of the Holocaust, many of the European governments made a fuss about it like nothing. One of them was the government of Denmark. Later when the Danish daily paper, Jyllands-Posten, insulted Prophet Muhammad, the Danish prime minister did not bother accepting the meeting request from Islamic ambassadors in Denmark under the pretext of Freedom of Speech.

Consequently the Saudis called their ambassador from Denmark and Kuwait summoned Danish ambassador, and similar steps were taken by Iran and other Islamic countries. Then came the spontaneous action from Muslims, the sales of Danish dairy in Middle East, worth 1 billion dollars annually, is dropping sharply.

 

 

پيام هاي ديگران ()        link        یکشنبه ٩ بهمن ،۱۳۸٤ - Reza Ahoui

بازرس مردم

 

طرف اهل کرواسی بود . داشت تعریف می کرد که بانک چه اشتباهی مرتکب شده بود. این بابا ده هزار درهم به حساب خودش واریز می کنه ولی عوض اینکه حسابش ده هزارتا بستانکار بشه ده هزارتا بدهکار میشه. خوب مسلما افتضاح از بانک بود . خلاصه طرف بعد از کلی درگیری و کلکل کردن با بانک وقتی می بینه که کارش پیش نمیره شروع به تهدید میکنه که اگر اشتباه رو تصحیح نکنید میرم گلف نیوز افشاگری. گلف نیوز معروفترین روزنامه انگلیسی زبان امارات که برای خلیج چاپ میشه.   و بلوف یارو گرفت و بانک اشتباه رو درست کرد.

 

این خیلی خوبه که بر روی رسانه ها به عنوان یک راهکار در مقابل  اشتباهات و یا سوء استفاده ها حساب کرد. رسانه ها جدا از سرگرم کردن مردم باید نقش بازرس مردم را هم ایفا کنند. این به این معنی است که من بعنوان رئیس فلان سازمان قدرت این رو دارم که مرتکب خلاف بشوم ولی از ترس افشاگری و بی آبرو شدن توسط مطبوعات به خودم جرأت این کار رو نمی دهم.

 

 قطعا ایده آل همه ما این است که افراد در کشورمان به خاطر ترس از خدا از مقامشان سوء استفاده نکنند . ولی آیا در واقعیت همه از این حسنه برخوردار هستند ؟

من به عنوان رئیس فلان سازمان یا اداره چه به خاطرترس از خدا و چه به خاطر ترس از روزنامه ها صاف میروم صاف می آیم. هر یک از این دو ترس اگر وجود داشته باشد نتیجه مطلوب که همان اصلاح امور به نفع مردم هست حاصل خواهد شد. پس  چه خوب خواهد بود که به مطبوعات به عنوان یک ضامن امنیت و وسیله ای جهت اصلاح امور بهای بیشتری داده بشود.

 

 

پيام هاي ديگران ()        link        شنبه ۱٩ شهریور ،۱۳۸٤ - Reza Ahoui

نیواورلئان آمریکا

 

 

 

 

 

 

 

 

نه عکس آفریقا نیست ، نیواورلئان آمریکاست، بعد از طوفان.

 

امداد رسانی آنقدر افتضاح بوده که حتی هوگوچاورز ونزوئلائی هم برای اعزام نیروی امدادی اعلام آمادگی کرده. پس چه فرقی بین آمریکا و مثلا ایران هست؟

 

آنچه که مسؤولان امداد رسانی رو حسابی مشغول داشته گستردگی چپاول و غارتگری اماکن متروکست. پس چه فرقی بین مردم با کلاس جهان اول و مردم بی کلاس جهان سوم هست؟ آمریکا و عراق از این لحاظ در یک رتبه هستند؟

 

البته حتما تو ایران خودمون یک عده ای می گویند که خدا عذاب فرستاده برای مردم آمریکا . انگار که این طرف دنیا گل و بلبل هست و از این اتفاقات اصلا رخ نمی ده !

 

 

 

پيام هاي ديگران ()        link        جمعه ۱۱ شهریور ،۱۳۸٤ - Reza Ahoui

عقیده ای از فیض

 

 

فیض کاشانی  اعتقاد داشت که اصولا مرشد باید به پیامبر اسلام اقتدا کند و همانطور که او برای هدایت مردم  اجری نخواست مرشد هم بابت ارشاد  نباید مزدی بطلبد .

 

حالا تصور کنید وضعیتی را که ملا محسن فیض کاشانی منصوب شده به ریاست امور اقتصادی حوزه علمیه ودر عین حال مصر بر اجرای عقیده خود! چه جنجالی که به راه نیافتد !؟

 

جنبه مثبت: مرشد وابسته به دیگران نخواهد بود پس حرفش را می زند چه مردم و حکومت خوششان بیاید چه نیاید.

 

 جنبه منفی: او باید از راههای دیگر ارتزاق کند پس نمی تواند به طور کامل روی ارشاد تمرکز کند.

 

پيام هاي ديگران ()        link        شنبه ٧ خرداد ،۱۳۸٤ - Reza Ahoui

اکثر اهل بهشت ابله اند

 

 

پیرمردی بود ساده ، کلاه نمدی روسرش . علی الظاهر کشاورز . داشت از حرم پیغمبر می اومد. زن پیرش رو هم با ویلچر میاورد. منو دید و پرسید " آقا! میخواهیم بریم اتاق هفت." فهمیدم منظورش طبقه هفته. باهاشون همراه  شدم .همینطور که میرفتیم بالا پرسیدم  " پدرجان! اهل کجائید ؟" همچین با یه شیرینیی گفت " اصفهون" که جیگرم حال اومد.

 

 

روبروی ضریح پیغمبر مشغول خواندن زیارتنامه بودم که یکی ازم پرسید " آقا ! این قبره کدوم امامه ؟؟؟؟ " بهش اشاره کردم که نوشته رو بخونه . گفت سواد نداره. مدتها بود این جمله " سواد ندارم" به گوشم نخورده بود.

 

 

پیرمردی داشت روبروی قبور ائمه بقیع برای پدر و مادرش دعا میکرد. وقتی کارش تمام شد رفت سراغ تابلوئی که روی اون یک سری نصایح  وهابی نوشته شده بود که مثلا کنارقبور فلان نکنید بهمان نکنید . حاالا چون به عربی نوشته شده بود این بنده خدا فکر کرده بود که زیارتنامه ست واسه همین شروع کرد به خواندن.  گفتم " نخوان پدرجان اینجا چرت و پرت نوشته ."  خوشحال شد ازاین که روشنش کردم.  برای همین سریع به بقیه خبر داد.

 

 

سوار اتوبوس اصفهانیها شدم . سر راه رفتیم مسجد شجره . از این نقطه به بعد همه می بایست لباس احرام می پوشیدیم. همه  اون پیرمرد کلاه نمدیها حالا بدون کلاه نمدی شده بودند. منظره جالبی بود، همشون سرهاشون دو رنگ بود. روی کله سفید مثل سوئدیها، صورت و گردن آفتاب سوخته . انگار این کلاه نمدی رو از زمان تولد تا حالا برنداشته بودند.

 

 

 تو اتوبوس یه پیرمردی جلو نشسته بود انگاری اخوی آنتونی هاپکینز. اون هم مثل بقیه همقطاریهاش کله اش  دورنگ بود. هی دم به ساعت به بهانه های مختلف بلند صلوات می فرستاد. آخرش هم یکی از همقطاریهاش داد زد " بابا ! فلانی ! سر جدت بذار بخوابیم." اونهم دیگه چیزی نگفت. نیم ساعت مونده به مسجدالحرام اتوبوس خراب شد. اخوی آنتونی هاپکینز شاکی شده بود ماها هم می خندیدیم.

 

 

آدمهایی بودند ساده ولی با صفا با دلی بزرگ .شاید اگر یک روز مهمانشون بشی و از دنیا براشون یه بزغاله مونده باشه اون رو هم برات سر ببرند. از معصوم علیه السلام نقل شده که اکثر اهل بهشت ابله اند. ابله نه به معنی  جاهل و نادان  بلکه به معنی ساده بودن، بلد نبودن دوز وکلک ، بی شیله پیله بودن.

 

خدا رحم کرد که تعداد صندلیهای بهشت محدود نیست وگرنه با وجود این تیپ آدمها کار بیخ پیدا می کرد.

 

یا حق

 

پيام هاي ديگران ()        link        پنجشنبه ٢٥ فروردین ،۱۳۸٤ - Reza Ahoui

غرور

 

 

به سخنی از امام صادق علیه السلام برخورد کردم که به مانند مابقی رهنمودهایشون ارزش  تعمق کردن رو داره. ایشان می فرمایند که اگر حتی دیدی که کسی گناهی رو مرتکب میشه که تو نمی شی باز هم حق نداری به خودت مغرور و غره بشی و برای خودت امتیاز قائل شی که "هان! ببین! بنازم به خودم که این طرف  گناه میکنه و من نه." هیچ معلوم نیست، طرف ممکنه راه رو در نهایت پیدا کنه و توگم.

 

این یعنی مجال ندادن به غرورتحت هیچ شرایطی، یعنی له کردن غرور.

 اگرتکلیف اینه که حتی غرور برای عمل صالح و دوری ازگناه نباید داشت پس اونوقت  فاتحه ما خواندست.

 

 به چیزهایی الکی مغروریم ، بی ثبات، از دم جفنگ.  به چیزهایی که اونور خط يه پاپاسی هم براشون ارزش قائل نیستند.    

 

پيام هاي ديگران ()        link        یکشنبه ۱٤ فروردین ،۱۳۸٤ - Reza Ahoui

حسنی و امتحان

 

 

این حسنی هم عجب آدمیه ، بهش گفته بودند که چند ماه دیگه امتحان داره ولی باز حالیش نشد که نشد ،همش رفت سراغ الاغ سواریش.  حالا که موقع امتحان رسیده نمی تونه الف رو از ب تشخیص بده . استاد هم گوشش رو داره می پیجونه اساسی . بدجوری به غلط کردن افتاده . ما تحتش هم ازین می سوزه که یه موقعی یه جایی یه بنده خدایی بهش گفته بود که امتحان داره.  ولی چه فایده ؟ این استاد فقط یکبار به شاگرداش فرصت می ده.

 

 شبیه د استان من و تو ، رسول ، عزرائیل ، اوستا کریم 

 

پيام هاي ديگران ()        link        یکشنبه ٢۳ اسفند ،۱۳۸۳ - Reza Ahoui

تیم مطیع

  

 در کارهای گروهی داشتن یک تیم با اعضایی مطیع و ثابت قدم شرط بسیار مهم در رسیدن به هدف است. هر چقدر رهبری شخصا فردی کامل و عالی باشد باز هم بدون داشتن همراهانی فرمانبردار والبته به تعداد کافی، راه به جایی نخواهد برد. این قانون طبیعت است. بطوری که فرستادگان خدا وامامان معصوم علیهم السلام هم از این قانون مستثنی نبوده اند. سختیهایی که حضرت موسی از طرف بنی اسرائیل کشید ویا خون دلهایی که امام علی و امام حسن از دست کوفیان خوردند  به خاطر عدم همراهی مردم بچه مغزآن زمانها بود . این که  مردم با امامشان همراه نمی شدند نشان بر بی کفایتی امام نیست، امامی که عاری از خطاست، بلکه دلیل بر بی لیاقتی خود مردمست.

 

 وبعد از این همه بی لیاقتی ،خدا هم آخرین ذخیره و برگ برنده خودش رو به این راحتی رو نمی کنه تا مردم همون بلایی رو سرش بیارند که در عرض شش هفت هزار سال گذشته سر بقیه فرستاده ها آوردند. دوران غیبت ادامه خواهد داشت تا خدا تیم حضرت بقیة الله رو کامل کنه. تیمی که سپر بلای اوست. تیمی با اعضای کافی.

پيام هاي ديگران ()        link        جمعه ٧ اسفند ،۱۳۸۳ - Reza Ahoui

فیلترکردن اطلاعات

 

 آزادی بیان واژه قشنگ و دلفریبیست. ولی باید بااحتیاط با اون برخورد کرد. اینطور هم نیست که  محدود کردن آزادی آدمی در دستیابی به هر نوع مطلب و اطلاعاتی همیشه چیز بدی باشه.  والبته این محدودیت هم فقط برای مثلا اطلاعات محرمانه نظامی نیست.

همه مردم از لحاظ علمی و درک و شعور در یک سطح نیستند. به همین دلیل ندادن آزادی برای دستیابی یه بعضی مطالب  امریست پر ارزش. این مطلب زمانی در من تقویت شد که سعی میکردم به سایتی بلوک شده دسترسی پیدا کنم که گویا در اون نویسنده اتهاماتی علیه  پیامبر وارد کرده بود. حالا تصور کنید افراد ساده کم سواد یا یک نوجوان به این جور مطالب دسترسی داشته باشند، دسترسیی که تحت عنوان آزادی بیان فراهم شده باشه.  بر همین منوال است آزاد گذاشتن آدمی در دستیابی به تصاویر روابط جنسی. تاثیر مخرب این مطالب برجامعه بسیار واضح است. در این موارد هم اصلا نباید به حرف منتقدان گوش کرد. اگر همین افرادی که مدافع این آزادی هستند در زمان پیغمبر بسر میبردند قطعا به او ایراد میگرفتند که چرا آزادی بت پرستان در پرستش بتهایشان را از آنها گرفته.

 

آزادی بیان و آزادی دسترسی به مطلب بیان شده رو به نسبت باید داد، کاهی مطلق وگاهی هم کمتر.

 

حالا چه کسی باید تصمیم بگیره که میزان این آزادی چقدر باشه؟  به نسبت علم و شعور، چه کسی از این آزادی سهم بیشتری میبره و کی سهم کمتری ؟

 

 

پيام هاي ديگران ()        link        یکشنبه ٢ اسفند ،۱۳۸۳ - Reza Ahoui